خرید بک لینک
معبودم ای خالق بی همتا از من بگیر هر آنچه که تو را از من میگیرد

این روزها هر چه تنهاتر میشوم به تو نزدیکتر می شوم،این روزها من هستم و قلمم و یاد تو.....

تو را سپاس می دارم که قلمم توانست با زبانم یکی باشد،قلم که بر دست می گیرم ن و القلم و ما یسطرون زمزمه می شود در دهانم ،خورشید حق طلوع میکند ازمشرق جغرافیای کاغذم تا مغرب نگاهم پربکشد به سوی آسمان تو

شب که می شود مهتاب در ارامش است و من آرام تر از مهتاب والیل اذا سجی این گونه است که تو با منی از طلوع تا شب هنگام ما ودعک ربک و ما قلی

راوی66

برچسب: نویسنده: لیلا حسنی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 7:13

بگذار از پرنده شدن بگویم.... خواستی از من محافظت کنی، و من که هر روز در چشم های نگران تو، پرنده شدن را تجربیه کرده ام و در سکوت تو، اسرار پرواز را آموخته ام . پروازیقین می خواهد، نه غریضه، هر چند که غ

برچسب: نویسنده: لیلا حسنی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 7:13

آنچه تو را زمین می زند، کم کاری ما نیست،حسادت اطرافیان توست، ما با تحقیر هیچ وقت کوچک نخواهیم شد و دست از حمایت رهبر بر نخواهیم داشت .حال در هر لباس و در هر مقام باشبم. ما همیشه چمدانمان آماده است. بن

برچسب: نویسنده: لیلا حسنی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 7:13

چه می جویی؟ عشق؟ همین جاست. چه می جویی؟ انسان؟ این جاست. آری، ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم. ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می یابد؛ عشق را هم، امید را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند، ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می رسند!

برچسب: نویسنده: لیلا حسنی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 7:13

وقتی تو را نخواهند انقدر عرصه را برایت تنگ می کنند، تا خودت بگذاری و بگذری، شاید قسمت به رفتن باشد. می بینند خوب پرواز می کنی بال هایت را می چینند و می گویند حالا پرواز کن، چون وزغ ها روی دو تای خوب ف

برچسب: نویسنده: لیلا حسنی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 7:13

صفحه بندی